السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
266
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
قضيهء مطابق با واقع را ، مانند قضيهء « انسان خندان است » ، مورد بررسى قرار دهيم ، در آن ، علاوه بر موضوع و محمول ، امر ديگرى را مىيابيم كه به وسيلهء آن ، موضوع و محمول باهم ارتباط و اتصال پيدا مىكنند ، چيزى كه اگر هريك از موضوع و محمول را به تنهايى مدّ نظر قرار دهيم ، يافت نمىشود ، و نيز اگر هركدام از آن دو را همراه با چيز ديگرى ملاحظه كنيم ، آن را نخواهيم يافت ، پس آن چيز وجود و تحقق دارد ، و در عين حال وجودش به گونهاى نيست كه به عنوان امر سومى مطرح گردد كه بين موضوع و محمول قرار گرفته و مستقل از آن دو باشد ، چراكه در اين صورت به دو رابط ديگر نياز است تا آن را با هر يك از دو طرفش ( يعنى موضوع و محمول ) مرتبط كند در نتيجه ، آنچه فرض كردهايم سه تا است پنج تا مىشود ، و پنج تا هم نه تا مىگردد ، و همينطور ادامه پيدا مىكند . و اين چيزى نيست جز يك تسلسل محال . بنابراين ، وجود اين امر وابسته به دو طرف و موجود در آن است ، به نحوى كه به هيچ وجه خارج و يا مستقل از آنها نمىباشد ، و نيز معنايى كه يك مفهوم مستقل را تشكيل دهد ، ندارد . ما نام چنين وجودى را « وجود رابط » مىنهيم ، و وجودهاى ديگر را كه معانى آنها مفاهيم مستقلى دارند ، مانند : وجود موضوع و محمول ، « وجود محمولى » و « وجود مستقل » مىناميم . بنابراين ، وجود به دو قسم « مستقل » و « رابطه » تقسيم مىگردد ، و اين همان چيزى است كه درصدد بيانش بوديم . در اين فصل دربارهء تقسيم وجود به وجود مستقل و وجود رابط گفتوگو مىشود . اين بحث هم دربارهء مفهوم وجود مىتواند مطرح شود ، و هم دربارهء حقيقت عينى و خارجى وجود . و لذا بايد ميان اين دو بحث تفكيك و حساب هركدام را جداگانه روشن كرد . مقصود مؤلف بزرگوار در اين فصل گفتوگو دربارهء حقيقت عينى وجود و تقسيم اين حقيقت ، به وجود مستقل و وجود رابط است ، اما براى روشن شدن جوانب گوناگون بحث ، لازم است ابتدا دربارهء مفهوم مستقل وجود و مفهوم رابط وجود توضيحى داده شود و بهطور كلى ، تفاوت ميان مفاهيم مستقل و مفاهيم